میسا کار جدیدی را در شرکت اپتیک کوری آغاز می کند. در میان کار، او با تاکاشی آشنا می شود. علیرغم شخصیت آرام و حملات اضطرابی تاکاشی، پیوندی عمیق بین آنها شکل می گیرد.
یک زن کم شنوا که آرزو دارد بوکسور حرفهای شود، با دو چالش بزرگ روبرو میشود: تعطیلی باشگاه بوکس به دلیل بیماری همهگیر و بیماری رئیس سالخورده باشگاه که حامی بزرگ او بوده است. این اتفاقات او را به شدت تحت فشار قرار میدهد.