زنی اشرافی به نام گیل دونگ تبدیل به راهزنی درستکار میشود، و شاهزاده چوسون، یی یول، که مخفیانه این راهزن را بررسی میکند، اما متوجه میشود که روحشان به طرز مرموزی با هم عوض شده است و این موضوع آنها را مجبور میکند تا با هم همکاری کنند و در بحبوحه دسیسهها عاشق هم شوند، در حالی که توطئهها را کشف میکنند و در عین حال از مردم محافظت میکنند!
بانی، دانشجوی برجسته مجسمهسازی در دانشگاه یین، زمانی معتقد بود که شخصیت بیش از ظاهر مهم است - تا اینکه یک رابطه ناموفق او را خجالت زده و ناامن کرد. اکنون او اعتراف می کند که مردان خوش تیپ را دوست دارد اما با عزت نفس دست و پنجه نرم می کند. زندگی او زمانی تغییر می کند که دو مرد کاریزماتیک وارد تصویر می شوند: هوانگ جائه یول، یک دانشجوی محترم طراحی بصری با گرمی و جاه طلبی، و چا جی وون، یک وارث چائبول که به نظر می رسد مرد کاملی باشد.
افراد به ندرت تغییر می کنند، اما این لزوما به این معنی نیست که آنها هرگز نمی توانند تغییر کنند. "یون گا مین" پسری که آرزو دارد خوب درس بخواند اما فقط با استعداد مبارزه به دنیا آمده است، در دبیرستان فنی بدنام یوسونگ که به عنوان بدترین مدرسه جهان نیز شناخته می شود، فرود می آید. گا مین با تشکیل یک "گروه مطالعه" تلاش می کند تا وارد دانشگاه شود و تلاش خونین (واقعی) خود را که هیچ کس پیش بینی نمی کرد را نشان می دهد. این داستانی است، شعاری برای کسانی که مدام خود را زیر سوال می برند تا به جای یافتن پاسخ های سرراست، وضعیت بهتری داشته باشند. آفرین به همه 1% پایین!