زنی که از خاطرات تلخ گذشته رنج می برد و دچار پارانویا است، پس از گریختن از مکانی که به مدت ۲ سال در آنجا مورد سوء استفاده قرار گرفته، سعی دارد با خانواده اش دوباره ارتباط برقرار کند و از آن ها کمک بگیرد…
داستان این فیلم دربارهی زوجی به نامهای "شرلی جکسون" که استاد دانشگاه بنینگتون و نویسنده کتابهای جنایی است و همسرش "استنلی هیمن" است. هنگامی که زوج جوانی در منزل آنها به امید شروع یک زندگی روشن مستقر میشوند، زندگی این دو نفر دگرگون میشود. آنها به زودی در مییابند که زندگی این زوج جوان میتواند منبع الهامی برای کتاب بعدی "شرلی" باشد، یک کتاب جنایی و …
داستان سریال در دهه 1970 میلادی، در شهر نیویورک میگذرد و از تجارت و کسب و کار موسیقی آن زمان پرده بر میدارد که با مصرف متعدد مواد مخدر، سوءاستفادههای جنسی و شخصی و البته دردسرها و مشقتهای دیسکوهای تازه شکل گرفته، همراه شده بود. ریچی فینسترا تهیه کنندهی ضبط و پخش موسیقی، نقش اول داستان است که در هنگام مواجه با بحرانهای سخت و نفسگیر زندگی، تلاش میکند تا با گرفتن تصمیمات درست حیاتی شرکت خود را احیا کند و خوانندگان نسل جدید موسیقی امریکایی را کشف کند. تصمیماتی که زندگی او را برای همیشه تغییر خواهد داد.