وقتی پدر و مادرش برای تعطیلات میروند، ساری فرصتی طولانی و به تعویق افتاده برای اثبات خودش پیدا میکند و کافیشاپ خانواده را به او میسپارند. نقشههای بزرگ ساری وقتی از مسیر خود منحرف میشوند که یک نانوایی که توسط گیبِ بهطرز آزاردهندهای خوشقیافه و جذاب اداره میشود، درست در همسایگی آنها افتتاح میشود.
یک مکتشف معدن همسر و دختر خود را در ازای حق یک معدن طلا به شخصی می فروشد.بیست سال پس از این ماجرا او به مردی ثرتمند تبدیل شده و صاحب بیش از نیمی از معادن شهر است.اما گذشته اش به سراغش می آید و...
سه خواهر و برادر بعد از کشته شدن پدرشان، به خانه اجدادی خود باز می گردند و در آن جا کلید هایی جادویی پیدا می کنند که به آن ها قدرت ها و توانایی های خاصی می دهد. یک موجود شیطانی به دنبال یافتن این کلید ها و استفاده از قدرت های آن هاست. آن ها باید با استفاده از این کلید ها در مقابل این موجود شیطانی ایستادگی کنند.