در سال 1897 نیویورک "رز" و دوست سابقش "مُلی" درگیر فروش فولاد می شوند. هنگامی که آنها مشغول این کار هستند ترغیب به انجام پروژه خطرناکتر در فروش می شوند اما...
در بحبوحه جنگهاى داخلى امريكا .« مايك مكوم » ( فلين ) را ، به رغم شجاعتهايش ، از ارتش شمالى ها بيرون مىاندازند و او هم آرام آرام به كارهاى خلاف روى مىآورد . تا اين كه به نوادا مىرود و پس از راه انداختن قمارخانهاى بزرگ با مردى به نام « استنلى مور » ( بنت ) در معدن نقره ى او شريك مى شود .