داستان باز میگردد به سال 1973 و شروع فصل هاکی. "گوردی هو" که افسانه ی هاکی می باشد و پا به سن گذاشته باز دوباره در سن 44 سالگی به زمین یخی باز می گردد...
“جاستین مکلود” که سابقا معلم بوده در حاشیه شهر به تنهایی زندگی می کند.صورت او در آتشسوزی ده سال پیش که در آن کودکی کشته شده و او به قتل غیر عمد متهم شده به شدت آسیب دیده است.او با “چاک” دوست می شود.اینکار او موجب برانگیخته شدن سوظن و دشمنی مردم شهر شده و …...
داستان از آن جا شروع می شود که مدیر توانمند بخش جراحی بیمارستان Hope-Zion واقع در تورنتو در عمل جراحی “چارلی هریس” به کما می رود. این اتفاق باعث آشفتگی نامزد و همکار جراح او “Alex Reid” می شود. در این هنگام که همه در شُک هستند ستاره ی جراحی “جوئل گوران” ( Daniel Gillies، سریال خاطرات خون آشام “Elijah” ) برای کمک ، به تیم جراحی می پیوندد تا با کمک هم مدیر بخش جراحی را نجات دهند. داستان کلی این سریال داشتن امید در بدترین اتفاقات و شرایط پزشکی هست که باید دکتران شجاع باشند و با سخت ترین و پیچیده ترین تصمیمات مقابله کنند و امید به زندگی را برای شخص نگه دارند...