سه کودک با پیدا کردن یک بارانی جادویی، به دنیای جادو و ماجراجویی کشیده میشوند و برای شکستن نفرین بارانی و فرار از دست یک جادوگر خشمگین، باید رازی بزرگ را حل کنند.
یک دختر کنجکاو و پدرش باید اسرار "اِکوویل مانور" را که زیباترین روح جهان را به مدت 50 سال در اسارت نگه داشته است، کشف کنند، قبل از اینکه یوتو روح همه آنها را در تلاش برای جاودانگی محو کند...
کائورو ناگاسه، یک کارمند اداری که پس از مرگ دوباره در دنیایی دیگر تناسخ پیدا میکنه، در یک ماجراجویی هیجان انگیز و با استفاده از دانش و هوش خود تلاش می کند در این دنیا به موفقیت و بقا برسد.
سرباز سابق، جووزو اینویی، تنها یه سوال براش مطرحه (کی اونو تبدیل به یه سایبرگ کرده و تمام خاطراتشو هم پاک کرده؟) بعد از پایان جنگ، سربازهای سایبرگ که به "گسترش یافته" معروف هستند، مرخص شدند. جووزو اینویی هم یکی از اونها بود، مردی که بدنش تبدیل شده بود و سرش هم با یک تفنگ عظیم جایگزین شده بود. بدون هیچ خاطرهای از زندگی گذشتش یا اینکه کی و چرا سرشو جایگزین کرده. اینویی توی خیابونهای تاریک به عنوان یه "حل کننده" هر پروندهای مرتبط با "گسترش یافته" ها به سختی زندگی میگذرونه. وقتی یه همرزم "گسترش یافته" تو دفتر اینویی سر و کلش پیدا میشه در حالیکه یه بچه رو گروگان گرفته و در حال فرار از دست سازمان امنیته. اینویی فقط باید طرفو از دفترش بندازه بیرون، اما وفاداری اینویی به یه برادر "گسترش یافته" مانع میشه مجبورش میکنه که پرونده رو قبول کنه. مراقبت از یه بچه اصلا کار آسونی نیست، اونم وقتی که همه دنبالشن، از گنگهای خیابونی گرفته تا شرکت مگا که یه مامور مخصوص رو فرستاده که کاملا هم میدونه چجوری با "گسترش یافته" ها دست و پنجه نرم کنه...
هروئین افسر جدیدی است که در دپارتمان کنترل مواد مخدر در وزارت بهداشت کار می کند، یا همان ماتوری. داروهای مخدر در او اثر نمی کند، و ماجرا با ملحق شدن او به دپارتمان و شروع همکاری او با سایر افسرها شروع می شود.