ماکیو کودای، یک نویسنده تنها، پس از مرگ خواهر ، برادر و همسر آنها، تصمیم میگیرد تا از عمهزاده نوجوانش، آسا، که به تازگی والدین خود را از دست داده است، مراقبت کند. این تصمیم، زندگی هر دو نفر را دستخوش تغییرات بزرگی میکند.
ماکیو کودای، رماننویس گوشهگیر، همیشه همنشینی با کتاب را ترجیح داده است - اما وقتی خواهر و شوهرخواهرش فوت میکنند، ماکیو بهطور غیرمنتظرهای سرپرستی خواهرزادهی ۱۵ سالهاش، آسا تاکومی، را بر عهده میگیرد. در حالی که آنها با غم و اندوه، شخصیتهای متضاد و چالشهای زندگی مشترک دست و پنجه نرم میکنند، این دو به آرامی قلبهایشان را به روی یکدیگر میگشایند و گرما، درک متقابل و معنای خانواده را کشف میکنند.
یک کارمند خجالتی کتاب فروشی که توانایی اینو داره که ارواح و اجنه رو ببینه، توانایی که آرزو می کنه متعلق به اون نبود. از اونجایی که معمولا چیزایی که میبینه اونو به وحشت میندازه، ریهیتو هیاکاوا؛ یک جن گیر که همون قدر که قدرت فراطبیعی بالایی داره، از لحاظ آداب اجتماعی ضعف داره و انگار از هیچ چیز فانی یا غیرفانی نمی ترسه. این زوج عجیب کنار هم میان تا معما های عجیبی که سر راهشون سبز میشه رو حل کنند. گرچه، روش های کارشون ممکنه کاملا ایمن نباشه!