لوون کید، یک مامور سابق ضدتروریسم، پس از ترک شغل قبلیاش برای تمرکز بر خانواده، مجبور میشود به دنیای گذشتهاش بازگردد تا به حل معمای ناپدید شدن یک دختر جوان کمک کند.
پس از مرگ ظاهری زیوا، تونی دخترشان، تالی را بزرگ میکند. سالها بعد، زیوا باز میگردد و دوباره با تونی دیدار میکند. به شرکت تونی حمله میشود و خانواده برای اینکه بفهمند چه کسی به دنبال آنهاست و دوباره به یکدیگر اعتماد کنند، به اروپا سفر میکنند.