پس از یک شکست عشقی ویرانگر، یک نوازنده مشتاق به استرالیا فرار میکند و با یک میلیاردر شرابساز وارد رابطهای عاشقانه میشود، اما وقتی عاشق او میشود، باید بین رفتن یا به خطر انداختن قلبش یکی را انتخاب کند.
زندگی دالتون گرنجر در خطر است و تنها کسی که میتواند از او محافظت کند، جولز بردفورد، کارآگاه خصوصی، است. در حالی که آنها برای کشف حقیقت میجنگند، رابطهشان جنبه شخصی پیدا میکند و دالتون مصمم است ثابت کند مردی است که ارزش ریسک کردن را دارد.
اِولین در یک صبح از خواب بیدار میشود و متوجه میشود که با یک ستاره راک ازدواج کرده است. او که شب قبل همه چیز را فراموش کرده است، حالا باید با زندگی جدید و پر از چالشی که در انتظارش است، کنار بیاید.
کیدن گرنجر پس از پایان دادن به رابطهاش با شیلو تیمونز، زنی که هرگز از دوست داشتنش دست نکشیده بود، مصمم است دوباره او را به دست آورد. اما در حالی که خانواده گرنجر با شبکهای از اسرار و یک راز چند دههای روبرو هستند، کیدن باید میراث خانوادهاش را با وعده فرصتی دوباره برای عشق متعادل کند.
الیزابت و تریستان که پس از تحمل خسارات فاجعهبار، آرامش و شفا را در کنار هم پیدا میکنند. آنها در حالی که بر غم های گذشته خود غلبه میکنند، قدرت عشق و فرصتهای دوباره را کشف میکنند.
کلر از آن دسته زنانی است که میداند بچه نمیخواهد، اما وقتی در یک مهمانی با پسری آشنا می شود، بیشتر از چیزی که او برایش چانهزنی میکرد، عایدش میشود...