دانشآموز دبیرستانی به نام آساها مامییا ناگهان دچار سندروم از دست دادن چهرهی دوران بلوغ میشود و آن را از همه پنهان میکند. تنها کسی که متوجه این مسئلهی غیرعادی میشود، همکلاسیاش هیجیری آساهینا است که با وجود ظاهر جلب توجهکننده و رفتار خشن، فردی با احساس و همدل است.
یک فرد دارای توانایی تلهپاتی که میتواند با نگاه کردن به چشمهای کسی افکار او را بخواند، با یک دانشجوی سادهی کرهای آشنا میشود و وارد یک رابطه عاشقانهی جدید میشود. اما این رابطه عاشقانه، یک چالش بزرگ دارد: افکار این دانشجو به زبان کرهای است و او قادر به درک کامل آنها نیست.
پنج زن جوان به عنوان دوست دختر اجاره ای کار می کنند تا از آسیب های گذشته خود فرار کنند. اما آنها در نهایت متوجه می شوند که تنها راه برای بهبودی، رویارویی با گذشته و پذیرش خود است.
هاسبه سوسوکه سردبیر یک مجله، آدمی منطقی، سرد و خشک است. وقتی جوان تر بوده به خاطر چاق بودن مسخره می شده اما حالا یک نابغه ی جذاب است که تلاش میکند تا دوباره عشق اولش را ببیند. از طرفی، ساتو آی یک دختر بیکار، شاد، پرانرژی و راستگو است که با دوست صمیمیش زندگی میکند. بعد از ورشکست شدن شرکتش، در جایی استخدام می شود. او قبلا دانش آموز شاگرد اول خوشگلی بوده اما الان یک آدم خجالتی شده. برحسب اتفاق سوسوکه رو ملاقات میکند ولی هویتش را فاش نمیکند ...