وقتی مانوج با معشوق سابقش، نیرجا، که با مرد دیگری ازدواج کرده بود، ملاقات می کند، عشق و دلتنگی فضا را پر می کند. این دو در حالی که خاطرات گذشته را مرور می کنند، تار و پود دروغی را در مورد حال خود می بافند...
بینودینی (آیشواریا رای)که یک زن جوان بیوه است پس از مرگ همسر بیمارش، به خود واگذار شده است. او به روستای خود باز می گردد و چند ماه در آنجا زندگی می کند تا اینکه با یکی از خویشاوندانش که در راه سفر به جای دیگر است، برخورد می کند. او با او همراه می شود تا با او و پسرش مهندرا (پراسنجیت چترجی)، که قبلاً پیشنهاد ازدواج با بینودینی را رد کرده بود، زندگی کند...
داستان حول محور سودیپتا می چرخد که با یک معضل اخلاقی جدی مربوط به رابطه شخصی او با همسرش روبرو می شود. او بین دو انتخاب سرگردان است، که هر کدام عواقب گسترده بر زندگی افراد دارد...