پسر 16 ساله ای که تابستان را با پدربزرگ و مادربزرگش می گذراند، عاشق جوانی مسن تر می شود، اما وقتی فاجعه ای رخ می دهد، در چاله ای تاریک از خودآزاری و ...
یک زن جوان به نام ایدا بدون هیچ ردی ناپدید میشود. نامزد او، ساندر، به طور داوطلبانه خود را تسلیم میکند تا توسط پدر و برادر ایدا مورد بازجویی قرار گیرد، اما همه حقیقت را بازگو نمیکند.