آدام محمد شیفت شب را در یک رستوران فست فود در یک ایستگاه خدماتی بزرگراه کار میکند. او مردی بیهدف و بیادعاست و زندگی تنهایی دارد. آدام با شنیدن خبر فوت پدرش، خود را در جستجوی پاسخ مییابد.
رابطه عاشقانه تابستانی بین یک نوازنده جدی و دختری آزاد و رها که در سیرک بزرگ شده، در مسیر تلاش آنها برای موفقیت در عرصه موسیقی، با چالشهایی روبرو میشود.