داستان یک دختر و پسر که علی رغم 20 سال کنار هم بودن هنوز رابطه ای بینشان شروع نشده است . اولاش عاشق دختری یک سال کوچکتر از خودش به نام ایرم شده ، اما به حدی خجالتی است که نمیتواند احساسش را بیان کند . پدرش که او را در این حال و احوال میبیند به او توصیه میکند که یک نوار کاست در هم پر کند و به ایرم هدیه بدهد . در حالیکه اولاش در استرس پر کردن بهترین نوار در هم است ، زندگی با سورپریزهایی که این دو نفر از آن هیچ خبری ندارن در مقابلشان خواهد بود …