نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
هاردی منتظر است که بعد فوت عمویش بِرنال ثروت بزرگ او را به ارث ببرد البته با این شرط که هاردی باید آن زمان متاهل بوده باشد.اما زمانی که عمویش برای ملاقات هاردی به خانه اش میاید زن او از خانه میرود….
همسر هاردی معتقد است وقتی لورل برای دیدن هاردی به خانه آنها می رود این برایش بد شانسی میاورد؛ پس هردوی آنها را بیرون میکند. آن دو با هم به زمین گلف میروند که و در آنجا سعی میکنند که دو خانم جوانی که آنجا هستند را تحت تاثیر قرار دهند…
لورل که رئیس سربازان کند ذهن است نامه ای خصوصی به هاردی می نویسد اما هاردی آن را به فرمانده اصلی گزارش میدهد، به همین دلیل زندگی لورل تحت تاثیر قرار میگیرد و دچار آشفتگی می شود…
آقای “جی پیدمونت” به برادر زاه خود که از اسکاتلند آمده خوش آمد می گوید. اما برادرزاده اش دامنی اسکاتلندی پوشیده! او به سرعت همراه با عمویش نزد یک خیاط می رود تا شلواری مناسب خریداری کند…