پس از ناپدید شدن مرموز همسرش مادالنا، ایلان سفری بیخواب را در تاریکترین مکانهای شهر آغاز میکند و سعی میکند بفهمد چه اتفاقی برای او افتاده است، بدون اینکه در این مسیر سلامت عقل خود را از دست بدهد.
«کلارا» ۶۶ ساله، یک روزنامه نگار بازنشسته است که از سرطان جان به در برده و می خواهد بازنشستگی اش را با آرامش طی کند که سر و کله یک شرکت ساختمان سازی در همسایگی اش پیدا می شود. شرکت می خواهد آپارتمان او را بخرد تا بتواند آن را خراب کند و به جایش یک مجتمع لوکس بسازد. اما آپارتمان کلارا، تاریخچه زندگی اوست و وی نمی خواهد خانه خاطراتش را بفروشد و ..
کلارا ، یک پرستار تنها که در حومه سائوپائولو زندگی میکند به عنوان پرستار بچه فرزند متولد نشده توسط آنا که زنی مرموز و ثروتمند هست استخدام می شود. این دو زن باهم پیوند دوستی محکمی برقرار می کنند، اما یک شب سرنوشت ساز همه چیز را تغییر میدهد...