"جیتر لستر" بی دست و پا و خانواده اش در مردابی روستایی، جائی که اجدادش روزگاری کشاورزان ثروتمندی بودند زندگی می کند.اما وقتی بانک تصمیم می گیرد زمین آنها را تصاحب کند، زندگیشان به خطر می افتد و...
بیلی و کانی مجبور میشوند , بخاطر سگ شان از آپارتمان خود در منهتن نقل مکان کنند و در این بین کانی پیشنهاد می دهد که یک خانه ویلایی در پنسیلوانیا را خریداری کنند و ...
"دیوید و آن اسمیت" زوجی هستند که به عشق و علاقه سه سال است که ازدواج کرده اند.اما بطور جداگانه به آنها گفته می شود که به دلیل وقوع یک مشکل فنی ازدواج آنها اعتبار نداشته و آنها متاهل نیستند...
جیمی کانرز و دوست دختر او می خواهند در مسابقه گروه های دبیرستان پاول ویتمن شرکت کنند ، اما آنها توانایی پرداخت ورودی را ندارند. اما آنها بطور شانسی شخصاً با پل ویتمن ملاقات می کنند و می توانند او را متقاعد کنند که گروه آنها خوب است ...
« آلفرد كراليك » ( استوارت ) كه در يك مغازهى فروش كالاهاى چرمى در بوداپست كار مىكند ، با دختر رؤياهايش كه هرگز او را ملاقات نكرده است ، مكاتبات لطيف و شاعرانهاى دارد ، غافل از آن كه اين دختر ، « كلارانوواك » ( سولاون ) كارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است...