زوجی که به تازگی ازدواج کرده اند تصمیم می گیرند با استفاده از مصالح پیش ساخته خانه ای برای خود بسازند، اما نمی دانند که یکی از رقبایشان ترتیب کیت را به هم زده...
راسکو و باستر در چهاردهمین فیلم مشترکشان در نقش دو مرد که بصورت همزمان به عنوان آتشنشان و مکانیک اتومبیل در یک ایستگاه آتشنشانی مشغول به کار هستند بازی میکنند. حال باید دید چگونه از پس تعمیر ماشین و آتش سوزی های پیش آمده بر میآیند...
باستر فروشگاه را اداره میکند، در حالی که راسکو نامهها را تحویل میدهد و زمانی را برای قایمباشک بازی با مالی اختصاص میدهد. پاسبان، که او هم به مالی علاقهمند است، ۳۰۰ دلار را در حالی که باستر او را زیر نظر دارد، میدزدد.
نزاع میان قاچاقچیان مشروبات الکلی با ورود مأموران دولتی پایان مییابد. مأموران به دنبال پناهگاه مخفیای هستند که مردم محلی در آنجا مشروب غیرقانونی تهیه میکنند، اما در نهایت دچار دردسر بزرگی میشوند که فقط با کمی جادوی سینمایی میتوانند از آن نجات پیدا کنند.
در هتل سرِ گوزن، باربرها لابی، همدیگر و مهمانان را اذیت میکنند. آسانسور توسط یک اسب سرسخت کار میکند. یک سرقت نمایشی به یک سرقت واقعی تبدیل میشود و در نهایت یک تعقیب و گریز با تراموای فراری رخ میدهد...
یک متصدی بار و صاحب کافهای که پس از فرار از سرخپوستان با هم متحد شدهاند، باید با یک یاغی خشن مقابله کنند که قصد آسیب رساندن به دختری از ارتش رستگاری را دارد. چالش اصلی این است که آیا آنها میتوانند این یاغی را شکست دهند.
راسکو سعی میکند از شر همسرش خلاص شود تا بتواند از تفریحات ساحلی لذت ببرد. باستر با آلیس میآید، اما ال او را از او میگیرد و راسکو او را از ال میگیرد. زنان زیبا و پلیسهای دست و پا چلفتی در همه جا هستند...
در مورد یه دکتری هست که میره روی مسابقات اسب دوانی شرط بندی می کنه و میبازه و بعد هم اونجا یه لیدی می بینه که شماره هم بهش میده و این لیدی و شوهرش هم کلاهبردارن و ...
در یک داروخانه. ال و روسکو با هم رقیب هستند. روسکو مسئول فروش است وباستر هم برای آلیس بسته ها را تحویل میدهد. با یک اشتباه یک ادمربایی صورت میگیرد و آلیس توسط ال دزدیده میشود...