دختر شاغل مونیک همیشه توانسته است به مشتریان خود دقیقاً همان چیزی را که آنها می خواهند ارائه دهد. توماس همیشه دقیقاً همان چیزی بوده که بقیه انتظار داشتند. امشب او تنها چیزی را از مونیک خواهد می خواهد "صداقت" است که او تمایلی به ارائه آن ندارد...
در یک روز عادی اتفاقی عجیب همه را شگفت زده میکند . طی یک عملیات نیروهای ویژۀ آمریکا در عراق، مردی پیدا میشود که 8 سال پیش مرگش اعلام شده بود. مردی که محاسنش بلند شده و از تمدن برای چندین سال دور بوده . آن مرد کسی نیس جز " اسکات برودی" .او در این 8 سال اسیر نیروهای القاعده بوده و بر اثرِ تصادف به توسط نیروهای ویژه پیدا میشود. موجِ شادی در میان مردم آمریکا میخروشد...سربازِ وطن به آغوش میهن بازگشته ، حتی رئیس جمهور هم این بازگشت را به وی خوش آمد میگوید. اما آیا همه چیز به همین سادگیست؟...