آویوا دختر سیزده سالهای است که کمی دستوپاچلفتی و بسیار حساس است. مادرش، جویس، زنی مهربان و دلسوز است، و پدرش، استیو، با اینکه مردی عادی است، اما گاهی اوقات زود عصبانی میشود. این فیلم به زندگی خانوادگی، روابط دوستانه و ارتباطات او با همسایگانش میپردازد.
داستان در مورد یک سگ پاکوتاه بامزه می باشد که مدام از یک صاحب به صاحبی دیگر پاسکاری می شود. صاحبان او شامل دو زن و شوهر، یک پرستار دامپزشکی، یک فیلمنامه نویس و یک زن کینه توز می باشند...
مردی به نام “Abe” در سن سی سالگی با پدر و مادر خود زندگی می کند و برای پدرش کار می کند و علاقه زیادی به جمع کردن اسباب بازی اسب سیاه دارد. او تلاش می کند تا رابطه ای با میراندا برقرار کند و با او ازدواج کند اما ...
"تریش" از همسر خود که در زندان است جدا شده و در آستانه ازدواج مجدد قرار دارد. او از اینکه "هاروی" می تواند برای دو پسرش پدری عادی باشد، بسیار هیجان زنده است. اما وقتی "بیل" همسر سابقش از زندان آزاد می شود و پسرها "هاروی" را ملاقات می کنند خانواده مجبور می شود تصمیم بگیرد ببخشد یا فراموش کند...
وقتی زنی جوان خواستگار چاق خود را در یک رستوران رد می کند او به طور غیر منتظره ای آن زن را نفرین می کند.فیلم سپس به سراغ خواهر او می رود.زنی خوشبخت با همسری روانشناس و سه فرزند.فیلم داستان تعدادی انسان جدا از هم است که به دنبال خوشبختی هستند...
نگاهی به زندگی دختری که به دلیل نداشتن جذابیت همه او را در مدرسه مورد تمسخر قرار می دهند.او تلاش می کند تا با پدر و مادری بی مسئولیت،برادری باهوش،خواهری جذاب و مشکلات خود کنار بیاید...