زنی مدام به "کوای دس اورفورس" می آید تا از بازرس "مایگرت" در مورد حوادث ناراحت کننده خانه اش سوال بپرسد که باعث اعصاب خوردی مایگرت و همکارانش می شود، تا اینکه این جسد زن پیدا می شود و تازه متوجه می شوند که...
در یک شب بارانی و در جاده ی لغزنده زوج جوانی مشاجره کنان با عجله میخواهند خود را به قایق برسانند ،که در زیر نور ماشین جسدی را کنار جاده مچاله شده مشاهده می کنند و پس از بحث فراوان توقف می کنند...