بدون هیچ گونه هشدار قبلی, منبع انتشار نا معلوم, در ظرف فقط چندین دقیقه, … یک سری اتفاقات عجیب و ترسناک در شهرهای بزرگ آمریکادر حال وقوع است؛ برخی از مردم به عقب گام برمیدارند, برخی دیگر در هنگام حرف زدن دچار آشفتگی میشوند و یا حرف خود را تکرار میکنن و یا در کل بیحرکت میشوند. برخی دیگر دست به خودکشی میزنند
نيويورک، سال 1959. «ليو بلوم» حسابرس (برادريک)، «ماکس بيالي استاک» (لين) تهيه کننده ي مفلس نمايش هاي برودوي را مجاب مي کند که با يک نمايش ناموفق بيش از يک نمايش موفق مي توان پول در آورد: حاميان مالي در اين جا نخواهند پرسيد که سرمايه هاي شان کجا رفته است. اما نمايش موزيکالي که انتخاب مي کنند و فروش نکردنش تضمين شده، موفق از آب در مي آيد...
سریال روایت «مایک» جوانی نابغه است که از دانشگاه اخراج شده و روزگار خود را با فروش مواد می گذراند و ناگهان در یکی از معامله های خود هنگامی که از دست پلیس در حال فرار است خود را در میان مصاحبه ای برای گرفتن یک شغل می بیند، آن شغل چیزی نیست جز دستیاری یکی از بزرگترین وکلای آمریکا «هاروی اسپکتر». با اینکه مایک هیچ تحصیلاتی ندارد اما با نبوغ خارق العاده خود هاروی را مجبور به انتخاب خود می کند اما...