فران، که به فکر مرگ است، با شوخیهایش همکار جدیدش را میخنداند و این آغازی برای آشنایی و رابطهای عاطفی بین آنها میشود. اما حالا تنها مانع سر راه آنها خودِ فران است.
داستان در مورد مردی است که 20 سال پیش بر علیه برادر قاتلش در دادگاه شهادت داده بود. او اکنون به زادگاهش در روستای کنتاکی بازگشته تا با خانوادهی شکست خورده اش روبرو شود...