داستان امیلیو، دانش آموزی خجالتی و نه چندان باهوش که در یک مدرسه متوسطه محلی، همیشه عشق پنهانی به ناتالیا، بامزه ترین و باهوش ترین دختر کلاس را در سینه دارد. در آخرین روز سال تحصیلی، زمانی که بالاخره تصمیم می گیرد احساساتش را ابراز کند...
پس از مرگ شوهرش در یک انفجار عجیب، آمپارو با تنها کمک ریچی، یک نگهبان امنیتی، پلیس سابق و الکلی شروع به جستجو برای پاسخ می کند. در حالی که قتل ها همیشه از همین الگو پیروی می کنند.
اتفاقات سریال در دهه ۸۰ میلادی جریان دارد و "دیگو لونا" نقش "فلیکس گالاردو"، رئیس کارتل مواد مخدر گوادالاخارا را در این سریال بر عهده دارد که "گالاردو" بزرگترین امپراطوری کارتل مواد مخدر مکزیک را ایجاد کرد. "مایکل پنیا" نیز نقش "کیکی کامارنا" را که مامور DEA است، بر عهده دارد. او خانوادهاش را از کالیفرنیا به شهر گوادالاخارا در مکزیک میبرد تا روی پرونده کارتل مواد مخدر این شهر تحقیق کند. در حالیکه نبرد بین سازمان DEA و دولت مکزیک با کارتلهای مواد مخدر ادامه دارد و تجارت مواد مخدر در حال رفتن به سمت مدرن شدن است، سرنوشت این دو شخصیت به یکدیگر متصل خواهد شد...
نمو بندیرا، یک قاچاقچی، به بیماری آلزایمر مبتلا شده است و سعی دارد این موضوع را از خانواده اش مخفی کند. او همچنین به این فکر می کند که چه کسی جانشینش خواهد شد.