کلارا پس از ۷۶ روز قرنطینه خانگی به دلیل بحران سلامت روان، هیچ کاری جز گوش دادن به برنامه رادیویی مورد علاقهاش انجام نمیدهد. او با خود فکر میکند که آیا ممکن است عاشق کسی شود که صدایش را از رادیو شنیده اما هرگز او را ندیده است؟
داستان والنتینا، پیانیست جوان و دیوید، مخترع همسایه او که با وجود تنفر دیوید از سر و صدا، دیوار نازک بین آپارتمانهایشان، عاملی برای نزدیک شدن این دو نفر به یکدیگر میشود.
لورا تمام عمرش را با آنتونیو گذرانده است و درست زمانی که شروع به فکر کردن در مورد این میکند که آیا این واقعاً زندگیای است که او میخواهد، سرخیو وارد زندگی آنها میشوند. سرخیو همکلاسی سابق دبیرستان است و...
یک زن معمار موفق که به همراه همسر و رئیسش ویکتور مدیرعامل یک شرکت مهم در بارسلونا زندگی میکند. اما زمانی که متوجه میشود ویکتور به عشقشان پایبند نیست به کنار خانواده اش بازمیگردد تا وضعیت روحی اش را بهبود ببخشد...