روایت داستان یک روز از زندگی یک خانواده است که علیرغم مشکلات مالی درگیر برگزاری مراسم آبرومند خواستگاری دخترشان هستند و خانه ویلایی آنها در گرو بانک بوده و پدر برای رفع مسائل مالی پسر بزرگتر گرفتار است …
انسی و ذبیح در حاشیهٔ شهر و در خانهای اجارهای زندگی میکنند. انسی از زنی سالخورده پرستاری میکند و ذبیح در شمال شهر کارگر ساختمانی است. آنها آرزو دارند بچهدار شوند. انارهای نارس” راوی یک قصه اجتماعی است و مشکلات و معضلاتی را که طبقه کارگر با آن دست و پنجه نرم میکنند را به تصویر میکشد…
ریحان و طاها مدتی است به واسطه یک آگهی در روزنامه مشغول پرستاری از پیرمردی به نام منوچهر آصف هستند. به زودی در خانه آصف حوادثی رخ میدهد که طاها و ریحان را دچار استیصال کرده و آنها را بر سر دو راهی تصمیمگیری قرار می دهد…
زندگی عباس از طریق رانندگی در کنار همسر و مادری که دچار بیماری فراموشی است به خوبی سپری میشود تا اینکه با بیماری همسرش ورق زندگی برمیگردد و تلاش اون برای درمان همسر بیمارش و …