ایثن ۲۰ ساله به عنوان شاگرد سوارکار، استعداد و علاقهاش را در این رشته کشف میکند و رؤیای آیندهای بهتر را در سر میپروراند. اما با توجه به رقابت شدید و دشواری دستیابی به جایگاه حرفهای در میان سوارکاران، او برای متمایز شدن باید ریسک کند.
نوجوانی با اسب در اصطبل اسب مسابقه پدر و مادرش بزرگ می شود که پیوند استثنایی عمیقی با اسب جوان دارد. یک تصادف تهدیدی می شود که حرفه های مسابقه ای را به پایان برساند اما آنها با هم برای رسیدن به پیروزی مبارزه می کنند...