ایثن ۲۰ ساله به عنوان شاگرد سوارکار، استعداد و علاقهاش را در این رشته کشف میکند و رؤیای آیندهای بهتر را در سر میپروراند. اما با توجه به رقابت شدید و دشواری دستیابی به جایگاه حرفهای در میان سوارکاران، او برای متمایز شدن باید ریسک کند.
فداکاری بیدریغ یک مادر به پسرش که در سال 1963 با پای پرانتزی متولد شد، کمک میکند تا بر چالشهای جسمی و موانع اجتماعی غلبه کند. قول قدرتمند او، سفر قابل توجه آنها را در فراز و نشیبهای زندگی هدایت میکند.
روبنشتاین با جسارت تمام، موریس راول را برای آهنگسازی موسیقی بالهی بعدی خود انتخاب میکند. راول در پاسخ به این اعتماد، اثری بینظیر خلق میکند که به نام "بولرو" شناخته میشود و به بزرگترین موفقیّت او تبدیل میشود.
یک فعال محلی و یک شهردار جوان در مورد نحوه اداره حومه فقیرنشین خود اختلاف نظر دارند. فعال خواهان تغییرات اساسی و سریع است، در حالی که شهردار رویکردی تدریجی و محتاطانهتر را ترجیح میدهد.
تنها آرزوی کابوی و ایندیان این بود که برای تولد آقای هورس ایدهای عالی داشته باشند، اما وقتی نقشهشان به فاجعه تمام میشود، باید به دنیا سفر کنند و برگردند تا اوضاع را دوباره درست کنند...
یک وکیل میانسال به همراه محافظ صاحب کارش برای دفاع از یک پیرزن به مونت کارلو می رود. وقتی وکیل با معشوق سابق محافظ درگیر می شود، مسائل پیچیده می شود...
در سال 1823،یک ژنرال فرانسوی آواز خواندن یک راهبه منزوی را در یک کلیسای کوچک شنیده و اصرار می کند با او صحبت کند.او "آنتوانت" است کسی که پنج سال است او در جستجویش است...
فیلم داستانی عاشقانه در دنیایی نو و آینده ای نزدیک است که شهرها به سختی کنترل شده و تنها راه دسترسی از طریق ایست بازرسی است.مردم فقط در صورتی می توانند سفر کنند که دارای مجوز باشند.در خارج شهر بیابان همه جا را فرا گرفته است...
"جانی امیلی وانگ" بعد از اینکه همسرش به دلیل مصرف بیش از اندازه هروئین اوردوز میکند ، به جرم تصرف در هروئین بازداشت شده و به شش ماه حبس محکوم میشود ، پس از گذراندن این مدت در زندان متوجه میشود که حق سرپرستی تنها پسرش را از او گرفته اند و ...
بسیاری از خانواده های سلطنتی به دلیل انقلاب فرانسه در قلعه ای زندانی شده اند."مارکوس د سید" مرد بدنامی در آنجا زندانی است و توسط دیگران رانده شده است.دختر نوجوانی درو از چشم پدر و مادر خود با او ارتباط برقرار می کند و درباره او و زندگی اش شناخت پیدا می کند...
پال ددالوس بر سر چند راهی در زندگی گرفتار شده است، آیا باید دکترایش را تمام کند، آیا میخواهد پروفسور شود، آیا دوست دخترش را دوست دارد و یا میخواهد دوباره سراغ یکی از عشقهای قدیمیاش برود؟ و مشکلات دیگر که با آنان دست و پنجه نرم میکند...
داستان میرا، یک ستاره سینمای آمریکایی که از حرفه خود و جدایی اخیرش سرخورده شده است. او به فرانسه می آید تا در نقش "ایرما وپ" در بازسازی فیلم کلاسیک فیلم صامت فرانسوی "خون آشام ها" نقش آفرینی کند.