یک سرباز بازنشستهی بیخانمان که مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است، از سوی گروهبان سابقش پیشنهادی دریافت میکند: پول زیادی در ازای اینکه شکار تفریحی شود. اگر یک ماه زنده بماند، پول را نگه میدارد؛ اگر بمیرد، پول به خانوادهی ازدسترفتهاش میرسد. شکار شش ماه بعد در خارج از کشور آغاز میشود.
فردریک دچار سانحه ی شدید رانندگی می شود. وقتی پائول این خبر را می شنود، خاطرات روزهای آشنایی و دوستی اش با او را مرور می کند. پائول توسط دوستی مشترک به فردریک معرفی می شود…