یک سرباز بازنشستهی بیخانمان که مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است، از سوی گروهبان سابقش پیشنهادی دریافت میکند: پول زیادی در ازای اینکه شکار تفریحی شود. اگر یک ماه زنده بماند، پول را نگه میدارد؛ اگر بمیرد، پول به خانوادهی ازدسترفتهاش میرسد. شکار شش ماه بعد در خارج از کشور آغاز میشود.
در جنوب فرانسه، مردی به نام لینو که سابقه زندان دارد و به دزدی مشغول است، به عنوان راننده فرار برای خلافکاران کار میکند و خودروهایی را برای اهداف جنایی آنها میسازد.
میکادو و لتیسیا که شیوه زندگی متفاوتی را در پیش گرفته و فرزندانشان، نوآژ و زفیر، را در خانه و در ون خودشان آموزش میدهند، با مشکل روبهرو میشوند. ونشان خراب میشود و ناگزیر میشوند تابستان را در خانهای سپری کنند. این اتفاق، چالشهایی را برای سبک زندگی ویژهی آنها به وجود میآورد.
داستان دربارهٔ کاپیتان جسور پلیس نیس به نام آلیسون فلش است که به اجبار باید با یک کارشناس جرمشناسی از پاریس به نام لیلا بالانی که در میدان عمل کارایی ندارد، همکاری کند.
یک افسر پلیس در جزیره رئونیون علاوه بر کارش، خواننده محبوبی هم هست. اما وقتی یک سری جنایات وحشتناک رخ میدهد، او باید تمرکز خود را بر روی تحقیقات بگذارد...
زهرا که متقاعد شده است که طلاق او را از دختر کوچکش جدا می کند، علیرغم رفتار خشونت آمیز شوهرش نمی تواند خود را مجبور به ترک همسرش کند. اما همه چیز با ملاقات او با چانگ سو تغییر می کند...
یک مجری اخبار، یک کمدین، یک بازیگر زن و یک فوتبالیست با اعتماد به نفس بسیار بالا، مجبورند سفری طولانی دور دنیا را آغاز کنند تا برای شرکت در یک برنامه تلویزیونی، با قبیله مالاوا ملاقات کنند.
فرانکی و کریمو در نظر دارند محله خسته کننده خود را رها کرده و به ساحل شیطانی "پاتایا" در تایلند بروند. برای اینکه هزینه سفرشان به تایلند کم شود، این دو دوست تصمیم میگیرند که در نهایت باعث می شود سفری که قرار بود یک تعطیلات رویایی باشد، تبدیل به احمقانه ترین و خطرناک ترین ماجراجویی زندگیشان شود...
زندگی پائول ، زمانی که همسرش ناگهان ناپدید می شود، زیر و رو می شود. پس از یک سال جستجوی بیهوده، پل تصمیم می گیرد با فرزندانش به شهر زادگاهش سنت مالو برگردند...
جورج قربانی همکلاسی هایش است. یک روز به آنها شلیک می کند. بهترین و تنها دوستش بلز به جای او متهم می شود و به 7 سال زندان در بیمارستان روانی محکوم می شود...