کلارا، زنی رومانیایی، برای کار در آلمان فرزندش را در وطن تنها میگذارد و در آنجا مادر دو فرزند میشود؛ یکی در کنارش و دیگری در دوردستها که از او غافل شده است.
موگور کالینسکو، یک نوجوان رومانیایی پیامهای گرافیتی علیه رژیم دیکتاتور نیکولائه چائوشسکو نوشت و در نتیجه دستگیر، بازجویی و در نهایت توسط پلیس مخفی سرکوب شد...
یک هنرمند جوان قصد دارد یک رویداد تاریخی از سال 1941 را بازسازی کند که در آن نظام رومانی به همراه هیتلر به شوروی حمله کرده و جنایات علیه بشریت انجام داده است...