کلارا، زنی رومانیایی، برای کار در آلمان فرزندش را در وطن تنها میگذارد و در آنجا مادر دو فرزند میشود؛ یکی در کنارش و دیگری در دوردستها که از او غافل شده است.
در پاییز سال 1944، هنگامی که جنگ جهانی دوم به لحظات پایانی خود نزدیک میشود، نیکو، نوجوانی جسور، سفری دشوار را در میان طبیعت بکر و وحشی کوههای آپوسنی آغاز میکند. هدف او نجات جان اسبهای خانوادهاش است که در خطر نابودی قرار دارند.
یک پرونده حل نشده جنایی ناشناس یک پلیس وسواسی تحقیقاتش او را به دنیایی از تاریکی و خشونت فرو می برد و همه اطرافیانش را به شبکه ای از ویرانگری و انتقام می کشاند...
یک راهبه ی جوان برای شرکت در یک موضوع فوری از صومعه خود بیرون میرود، اما هرگز به آن جا باز نمیگردد و تحقیقات یک کارآگاه پلیس در مورد سرنوشت او، سرنخها و افشاگریهایی را کشف میکند که نه تنها به حقیقت، بلکه به معجزه نیز منجر میشود...
مهاجرت یکی از بارزترین مسائلی است که جامعه رومانیایی پسا کمونیستی با آن مواجه است. این فیلم با فیلمنامه ای الهام گرفته از زندگی جامعه رومانیایی در قبرس، داستانی دردناک و شخصی را در دنیایی روایت می کند که در آن تنها از اعداد و ارقام برای صحبت در مورد مهاجرت، فحشا و رنج استفاده می کنیم که آماری ناگوار است...
کارگران یک کارخانه خودروسازی در تلاش برای نجات شغلشان هستند. صاحبان کارخانه قصد دارند آن را به یک شرکت فرانسوی بفروشند که قصد دارد آن را به یک محل پرورش حلزون تبدیل کند. رهبر اتحادیه، جورج، ایدهای عجیب برای جلوگیری از این معامله دارد و ...
یک سیاستمدار برجسته که برای پارلمان اتحادیه اروپا نامزد می شود با یک راننده تراکتور ملاقات می کند و در طول مبارزات انتخاباتی در یک شهر کوچک رومانیایی با هم متحد می شوند...