مردی بیهدف به نام کاستیکا به طور ناخواسته نامزد ریاست جمهوری میشود. حزب حامی او فاسد است و قصد دارد با شکست در انتخابات به اختلاس ادامه دهد، در حالی که کاستیکا فقط به فکر حل مشکل جای پارک همسایهاش است.
یک تریلر خونین (چیزی شبیه به ترکیب آگاتا کریستی و منطقه Twilight) به "پشت صحنه" خودش تبدیل میشود، یک گفتگوی واقعاً پرحرف - گفتگویی درباره فیلم، درباره ترس، درباره داستان. نوعی فیلم که هرچه کمتر بدانی، بهتر است.
یک دستیار تولید برای ساخت فیلم آموزشی ایمنی شغلی برای یک شرکت چند ملیتی، مجبور میشود داستان مصاحبهشونده را بازنویسی کند تا با روایت شرکت مطابقت داشته باشد...
انقلاب 1989 رومانی، شهر سیبیو را به صحنه درگیری خونینی بین پلیس و مردم معترض تبدیل میکند. کاپیتان ویورل، در تلاش برای فرار از دست ارتش، به همراه دیگر زندانیان به استخری خالی انداخته میشود.
وقتی زن و شوهری در شب کریسمس به آپارتمان خود بازمیگردند، مردی را میبینند که لباس بابا نوئل را پوشیده است و سعی میکند به آپارتمان همسایهشان نفوذ کند...
هاوایی داستانی در مورد مبارزه برای به ارث بردن 3 میلیون دلار در رومانی دوران کمونیستی است در حالی که داشتن 1 دلار می تواند به معنای از دست دادن آزادی شما باشد و به این موضوع می پردازد که چگونه با پول می توان خرید کرد اگر خوشبختی نباشد، حداقل آزادی انتخاب بدبختی...
هنگامی که یک مرد سالخورده پس از چندین دهه غیبت به خانه خانواده خود باز می گردد، ظهور معشوق دوران کودکی او باعث بازگشت به وقایع تغییر دهنده زندگی از دوران جوانی او می شود...
کارگران یک کارخانه خودروسازی در تلاش برای نجات شغلشان هستند. صاحبان کارخانه قصد دارند آن را به یک شرکت فرانسوی بفروشند که قصد دارد آن را به یک محل پرورش حلزون تبدیل کند. رهبر اتحادیه، جورج، ایدهای عجیب برای جلوگیری از این معامله دارد و ...
۱۵ سال بعد از زندگی در اسپانیا، لویزا به رومانی برمیگردد و متوجه میشود دختر رها شدهاش اکنون یک فراری معتاد به مواد مخدر است که فرزندی در پرورشگاه دارد. او یک آخر هفته فرصت دارد تا دخترش را نجات دهد و جبران مافات کند.
3 داستان جداگانه در طول دو روز اتفاق می افتد. مسیرهای کاراکترها قطع می شود و ناخواسته بر یکدیگر تأثیر می گذارند. این سه داستان نه تنها توسط شخصیتها، بلکه با بازخوانیهای یک مضمون در فهرستهای مختلف با هم متحد میشوند...