در سال 1934. میراندا گرین و پنج غریبه دیگر به عمارت جزیره دورافتاده میلیاردر لوئیس فایندلی دعوت می شوند. با پیشروی داستان ، سرنخهایی درباره اینکه چرا آنها دعوت شدهاند، همراه با یک راز شوم آشکار میشوند...
یک نوجوان ماجراجو و مادربزرگش نگهبان دروازهای جادویی به سرزمین دایناسورها هستند. یک دایناسور کوچک به نام جونیور تصمیم میگیرد در این دنیا بماند و به طور تصادفی با گروهی از جنایتکاران برخورد میکند که قصد دارند یک طرح شرورانه را اجرا کنند. وندی با پسری به نام کورتیس همکاری میکند تا شهر را نجات داده و جونیور را به خانه بازگرداند...