رابطهٔ نیک و نوآ در اوج خود با چالشی بزرگ روبرو میشود که آیندهٔ آنها را به محک میگذارد. پرسش اصلی این است که آیا با وجود علاقهٔ زیاد، عشق و بخشش برای غلبه بر مشکلات گذشته و حفظ رابطه کافی خواهد بود یا خیر.
نوح باید شهر، عشقش و دوستانش را ترک کند و به عمارت شوهر ثروتمند جدید مادرش نقل مکان کند. او با نیک، برادر ناتنی جدیدش آشنا می شود. آنها مخفیانه دیوانه وار عاشق هم می شوند...
زندگی یک دانش آموز 17 ساله زمانی تغییر می کند که او بیلبوردی را روی نمای مدرسه آویزان می کند که روی آن نوشته شده بود "مراقب باش: متجاوزی که اینجا پنهان شده است".
گابریلا به خانه جدیدی نقل مکان می کند که در آنجا یک ماده معدنی مرموز را کشف می کند که به او اجازه می دهد چشم اندازهای آینده، از جمله مرگ دخترش را ببیند. او که متقاعد شده است آنها واقعی هستند، با یک بازرس همکاری می کند تا سرنوشت اما را تغییر دهد.