سال ها پیش چند پسر جوان کتابی را باز کردند که نیروی قدرتمنی از آن بیرون آمد و باعث آزار مردم شد و آن ها با استفاده از سحر و جادو آن نیروی سیاه را به کتاب بازگرداندن و بعد از مدتی از هم جدا شدند، و حالا با گذشت آن سال ها “فلیکس” یک کتاب جادویی مهر و موم شده پیدا می کند که ناخاسته آن نیروی قدرتمند را آزاد می کند و حالا باید دوباره به مبارزه با این نیرو بپردازند و …
مردی پس از سالها دوری به خانه بازمیگردد و با شایعات عجیبی درباره زندگیاش روبرو میشود. او برای پول ماهی کفال صید میکند و به دنبال همسر سابقش که حالا خواهرزن باردارش است، میرود. شهر نسبت به حضور او خصومت پیدا میکند.