در اواخر قرن ۱۶ در لندن نمایشنامه نویس فقیر و جوانی به اسم ویلیام شکسپیر مشغول کار بر روی آخرین نوشته اش «رومئو و ژولیت» می باشد. اما کار او کند پیش رفته و در واقع او هنوز نتوانسته حتی یک خط هم بنویسید. ویلیام در یک آزمایش برای انتخاب هنرپیشه نقش رومئو یک هنرپیشه جدید و با استعداد که پسر جوانی به اسم توماس است را انتخاب می کند. ویلیام پس از چندی دختر جوان و زیبایی به اسم ویولا را در همان خانه مجللی که توماس درآنجا زندگی می کند ملاقات می نماید. او به ویولا علاقمند می شود واینامر او را ترغیب برای نوشتن داستانش می کند. اما بزودی او متوجه میشود که توماس همان ویولا است که با تغییر قیافه وارد نمایش شده است. ویولا قبلاً قول ازدواج به لرد سنگدل را داده و ملکه الیزابت نیز بر این ازدواج تاکید دارد اما عشق میان ویل و ویولا رفته رفته بسیار عمیق گشته و بنابراین مخفیانه به رابطه با هم ادامه می دهند و ویولا همچنان نقش رومئو را برای نمایش تمرین می کند.
داستان سریال که در آینده روایت می شود دورانی را به تصویر می کشد که بر اثر حمله گروهی، رییس جمهور و بیشتر اعضای کنگره کشته شده و اعضای این گروه با برپا کردن کشور جدیدی به نام جمهوری Gilead در قلمرو ایالات متحده کنونی سیستم حکومتی کاملا جدیدی را بر پا کرده اند. در این سیستم جدید علاوه بر تغییرات گسترده در بخش های اداری کشور، جامعه طبقاتی جدیدی شکل گرفته که افراد در طبقات مختلف بر حسب نیاز قرار داده شده و بیشتر امتیازات و حقوق فردی گذشته آنها با تغییرات شدیدی مواجه گشته است. در این شرایط داستان مجموعه حول شخصیت زنی به نام Offred متمرکز گشته است که پس از ناکامی در فرار به کشور کانادا در طبقه خاصی به نام "خدمتکار" قرار گرفته است و با توجه به وظایف تعریف شده برای این گروه شرایط بسیار دشواری را سپری می کند....
هنگامی که پادشاه اوتر می میرد و بریتانیا با هرج و مرج روبرو می شود، مرلین یک ناشناس به نام آرتور را به عنوان پادشاه جدید به عنوان پسر پادشاه فقید، برخلاف خواسته های جاه طلبانه خواهر ناتنی خود، مورگان، معرفی می کند.
در حادثه ای همزمان در تمام دنیا، مردمان زمین برای 137 ثانیه بیهوش می شوند. این حادثه علاوه بر خسارت مادی، چیز دیگری را هم به همراه دارد، همه لحظاتی از 6 ماه آینده خود را می بینند...