انسانها تنها گونهای هستند که توانایی تصور آینده را دارند، در حالی که همزمان پیامدهای آیندهای را که خودشان خلق میکنند نادیده میگیرند. "نفس زندگی" (Breath of Life) نشان میدهد که چرا ما انسانهای مدرن فجایعی را که خودمان باعث و بانی آن هستیم و ممکن است زودتر از آنچه فکر میکنیم اتفاق بیفتند، انکار میکنیم. این فیلم که در اروپا، اسکاندیناوی، آمریکای شمالی و هاوایی فیلمبرداری شده، شامل تصاویر نفسگیر و...
"رابرت موگابه" رئیسجمهور زیمبابوه که در سال 2013 توانست با ۶۱ درصد آرا مقابل تغییر دموکرات ایستادگی و برای هفتمین بار رئیسجمهور زیمبابوه شود، بعد ها تحت فشار بین المللی قرار گرفت و با قانون اساسی جدید توافق کرد ، این مستند در مورد حواشی و اتفاق های پشت صحنه این موضوع می باشد.
استیو داستان ریشههای خانوادگی مذهبی خانواده را در فیلمی روایت میکند که زندگی عمومی تحریکآمیز هیکس و همچنین جنبه خصوصی که هرگز نمیدانستید را بررسی میکند...
"کمدی سنترال روست" به طور خلاصه یک برنامه تلویزیونی که هنرمندان داوطلبانه در آن شرکت کرده و چندین کمدین معروف وی را مورد تمسخر قرار می دهند و در انتها هنرمند دعوت شده نظره خودش را نسبت به کمدین ها اعلام میکند ، مهمانِ این قسمت از برنامه نیز "جاستین بیبر" می باشد.
پل رودخانهی یانگتسه یکی از زیباترین پل ها در کشور چین است و همچنین یکی از دنج ترین و محبوب ترین مکان ها برای خودکشی می باشد! "چن سی" مردی می باشد که طی 11 سال گذشته مدام اطراف پل گشت زنی میکرده تا هرکس که میخواهد خودکشی کند را از کارش منصرف کند...
یک مستند پیرامون گروه هارد راک آلمانی به نامِ "اسکورپیونز" که با فروش بیش از 22 میلیون آلبوم جایگاه خودش را به عنوان یکی از موفقترین گروههای راک اروپا ثبت کردهاست...
داستان سریال درباره جو جین گپ (کیم دونگ ووک) هست که قبلا یه جودو کار آینده دار بوده اما علیه فساد در یک مسابقه اعتراض کرد و از حرفه اش بیرون انداخته شد. بعد از این اتفاق جو جین گپ معلم تربیت بدنی میشه. اون دوباره نتونست خشمش درمقابل پسر مدیر مدرسه رو کنترل کنه و بار دیگر از شغلش اخراج شد. بعد از اون آزمون دولتی میده و مامور دولتی میشه. به عنوان یه مامور دولتی جین گپ دیگه نگران نیست که از کارش اخراج شه. اون تلاش میکنه با آرامش زندگی کنه ولی بعد به عنوان بازرس نیروی انسانی به وزارت کار منتقل میشه. با رو به رو شدن با آدمایی که از قدرتشون به ناحق استفاده میکنن جو جین گپ دوباره به شخصیت سابقش برمی گرده…
این سریال درباره یه پسره که به علت یک حادثه خشونت بار در مدرسه به شدت آسیب میبینه و با مرگ دستو پنجه نرم میکنه. خانواده این پسر برای برقراری عدالت و پی بردن به حقایق این ماجرا شروع به تخقیق درباره این حادثه میکنه…
سریال ویسکی کولیِر ماجراجویی های یک مامور FBI کله شق اما حساس به نام ویل چیس (اسم رمز: ویسکی کَوِلیِر) را دنبال می کند. بعد از یک شکست احساسی، چیس برگماشته می شود تا با یک عامل کله خر سازمان سیا به نام فرانچسکا “فرانکی” تروبریج (اسم رمز: فایری تریبون) همکاری کند. آنها با هم، یک تیم بین المللی از جاسوس های ناکارآمد، مضحک و قهرمان را رهبری می کنند که هر از چند گاهی دنیا را نجات می دهند، در حالی که پا به جاده های سنگلاخی رفاقت، عشق و سیاست های اداری می گذارند.
یک دادستان که در یک پرونده جنایی شکست خورده است و نتوانسته است قاتل را محکوم کند به اورگون برمی گردد. اما زمانی که دوباره جنایتی مشابه اتفاق می افتد تصمیم می گردد برگردد و این بار به شیوه خودش عدالت را برقرار کند.
این سریال بازسازی یک سریال ژاپنی میباشد. داستان درباره یک مدیر صادق شعبه بانک در یک شهر کوچک است که به حسابرس بانکی ارتقا میابد و بعد از آن متوجه فساد در بانک میشود…
این سریال داستان یک پزشک متخصص است که به اتهام یک مورد پزشکی از بیمارستان اخراج میشود. او برای بدست آوردن اطلاعات و ارتباطات بیشتر در زندان مشغول به کار میشود تا بدین وسیله انتقام خود را بگیرد…
کانگ دونگ گو (کیم جونگ هیون) رویاش تبدیل شدن به یه کارگردان فیلمه، ولی خیلی بدشانسه. چون جونکی (لی یی کیونگ) میخواست جا پای باباش بذاره و بازیگر قهار شه ولی الان یه بازیگر کوچیکیه. بونگ دو شیک (سون سئونگ وون) اینهمه راه کوبیده اومده سئول تا نویسنده سناریو شه ولی هیچی واسش آسون نیست این سه مرد، مهمون خونه ی وایکیکی رو در ایتاونِ کره جنوبی دایر میکنن. مهمون خونشون ورشکسته میشه و بعدش یه بچه مرموز و یه مادر مجرد در وایکیکی پیداشون میشه.
چوی دو هیون (جونهو) بیشتر دوران کودکی خود رو به علت بیماری قلبی در بیمارستان گذارنده است. بعد از اینکه او به طور معجزه آسایی از عمل پیوند قلب جون سالم بدر میبره، پدرش متهم به قتل میشه و بایستی طبق قانون اعدام بشه! او برای اثبات بی گناهی و پاک کردن اتهام وارده وکیل میشه تا در پرونده پدرش تحقیق کند…
داستان سریال در سال 1935 رخ میدهد. زمانی که زنی انگلیسی به نام "لوئیسا دورل" که زندگی اش از هم میپاشد تصمیم میگیرد از لندن به جزیره یونان نقل مکان کند. شوهرش چند سال پیش فوت کرده است و او مشکلات مالی برایش پیش آمده است تا اینکه او و چهار فرزندش مجبور میشوند به یک جزیره سفر کنند و متوجه میشوند که آن جزیره حتی برق هم ندارد ولی هزینه زندگی پایین است و آنها قدم بزرگی برای تغییر دادن زندگیشان میگیرند و...
داستان این سریال در مورد خبرنگاران پاپاراتزی است. هان سوک جو (جو جین مو) به دلیل یک عکس جنجالی، شغل خود به عنوان عکاس یک روزنامه ی معروف و خانواده اش را از دست می دهد. جی سو هیون (هان یه سول) ویراستار بدنام یک گروه پاپاراتزی است. او سوک جو را استخدام می کند.
لی آن (پارک جین یونگ) توانایی ویژه ای داره که میتونه با لمس افراد حافظه آنها را بخواند. او به کمک یون جه این (شین یه یون) تصمیم میگیره از این تواناییش در مسیر به دام انداختن افراد بد و خلافکار استفاده کنه…
در دوران سلسله چوسان چهار نفر از اقشار مختلف جامعه باهم متحد شدن تا شاهزاده لی گوم (جانگ ایل وو) کسی که مادرش از طبقه ضعیف جامعه است را بر تخت پادشاهی بنشانند…
سو جانگ وون (جی هیون وو) یک جراح پلاستیک خوشتیب و باهوشه. او عاشق یک هنرمند بنام یون ما ری (پارک هان بیول) که عروس یک خانواده پولدار در کره است میشه. شوهر او در ظاهر فردی فوق العاده بنظر میاد ولی با یون ما ری خیلی خوب نیست و از خشونت استفاده میکنه. او تصمیم میگیره از دست شوهرش فرار کنه و در همین حال با سو جانگ وون آشنا میشه…
"ریچارد گر" در این سریال ایفاگر نقش "مکس"، یک تاجر آمریکایی و مسئول یک نشریه در شهر لندن و "هلن مککوری" ایفاگر نقش "کاترین"، همسر سابق وی است. "بیلی هاول" نیز در نقش پسر 30 سالهی آنها "کیدن" می باشد که دفتر روزنامه اختصاصی "مکس" در انگلستان را میچرخاند و قرار است همانند پدرش در مسیر موفقیت گام بردارد...
داستان کمدي حول "يونومي کوبني" ميچرخد که در روز تولد 16 سالگياش ناگهان متوجه ميشود که نامزد "ميتسومينه هاکويا"، پسري همسن و سال خودش است. "هاکويا" از حومهي شهر نقل مکان کرده تا با او زندگي کند و خواهر کوچک دبستانياش را نيز با خود ميآورد. نفر بعدي ديگر خواهرش است که دو سال از کوبني بزرگتر ميباشد. داستان حول اين چهار نفر به عنوان "زوج" و "خواهرشوهران" ميچرخد.
“یوما” و “هوتارو” از بچگی با هم دوست صمیمی بودن و طبیعیه که برای مشورت درباره مشکلاتی که با دوست پسران خودشون دارن به سراغ همدیگه بیان. ولی قضیه از جایی پیچیده میشه که هوتارو و یوما به تمرین رفتاری که باید با دوست پسران خودشون داشته باشند مشغول میشن و همین جرقه خاصی رو بین اونا روشن می کنه و متوجه این میشن که بیشتر از علاقه به دوست پسرانشون به همدیگه علاقمند هستند.