مدهاوان نیر ناخودآگاه یک نوجوان را می کشد. راجا، پسر بزرگش، مقصر است و به پنج سال زندان محکوم می شود. پس از زندان، راجا دختر یک ارباب روستایی در مادورای را نجات میدهد و به دست راست او پوکیری راجا تبدیل میشود...
شیوارامان نیر پس از از دست دادن خانه اجدادی خود به آراکال ماداوانونی، از ستوان مورد اعتماد خود، ندونگادی، کمک می گیرد تا آراکال را بکشد و خانه آنها را پس بگیرد...
پالوی زنی با اراده است که همیشه آرزو دارد خلبان شود. اینکه چگونه او پس از گرفتار شدن از یک سری بحران های شخصی با مقاومت کامل ، دوباره روی پاهای خود قرار می گیرد ، اصل فیلم را تشکیل می دهد...