کوردلیا، بازمانده یک همکاری در یک آژانس کارآگاهی، توسط دستیار جیمز فراخوانده می شود تا در مورد خودکشی پسرش، مارک، تحقیق کند. او می پذیرد و زنجیره ای از اتفاقات غیرمنتظره را به راه می اندازد...
آتلانتا، سال 1873. یک روز دیگر شروع می شد (در واقع تشییع جنازه ملانی می باشد)، و اسکارلت مصمم است که رت (کسی که وقت و هزینه زیادی با «بل واتلینگ» صرف کرده است) را باز پس بگیرد. نخست، او به تارا می رود و در تارا با «سو الن» مرافعه می کند. سپس او را به چارلستون می رود، خودش را به مادر و دوستان رت معرفی می کند. اما وقتی او در یک موقعیت به خطر می افتد...