الکس از هنر مدرن بیزار است، اما وقتی عاشق یک هنرمند دوستداشتنی فرانسوی میشود، میفهمد که تنها راه تسخیر قلب او این است که وانمود کند یک هنرمند است. حالا او باید در یک مسابقه هنر مدرن برنده شود تا قلب او را به دست آورد.
مستر بین یک بلیط مسافرتی به فرانسه برنده میشود. در آنجا او بطور ناخواسته باعث جدایی یک پسر نوجوان از پدرش می شود، و حالا باید سعی کند دوباره آنها را به هم برگرداند. در این مسافرت او چیزهایی مثل دوچرخه سواری، عشق حقیقی و ... را هم یاد میگیرد...