لیدی بعد از جدایی از دوست پسر قدیمیاش به آپارتمان جدیدی نقل مکان میکند و هر روز بیشتر از قبل احساس انزوا میکند، خصوصاً وقتی متوجه میشود مدیر ساختمان به او علاقهی بیش از حد نشان میدهد.
زوج جوانی برای مراقبت از فرزندشان در ساعات کاری، پرستاری را به خانهشان آوردند. در ابتدای کار، همه چیز به روال عادی پیش میرفت؛ اما پس از رخ دادن حادثهای ناگوار، والدین تصمیم گرفتند که به همکاری با این پرستار پایان دهند. آنها اما خیلی زود متوجه شدند که پرستارشان زنی بسیار باهوش و زیرک است و به این سادگیها حاضر نیست خانه را ترک کند. او با استفاده از زیرکی خود، زندگی این زوج را به یک کابوس طولانی تبدیل کرد.