مارک به ایرلندسفره کرده و خود راجای برادره مُرده اش جا می زند ، او قصد خواستگاری از زنی پولدار را دارد، کسی که به دنبال احیای یک رابطه عاشقانه دیرینه می باشد...
سه مرد معلول برای بازدید از خانه ای که به افراد دارای معلولیت خدمات می دهد به اسپانیا می روند. اولین مشکل آنها تلاش برای پنهان کردن هدف واقعی تعطیلات از والدینشان است و مشکل دوم یافتن یک راننده مناسب برای سفر خود است...
لوسیَن، مرد بدخلقی که پس از فوت همسرش به خانه دخترش رفته بود، به دلیل اختلافات به خانه قبلی خود بازمیگردد. او قصد دارد معشوقه جدیدش را به خانه بیاورد و این موضوع، دخترش گردا را نگران ارث پدر میکند. این نگرانی با آمدن زن جدیدی به همسایگی، بیشتر میشود.