میشل از پایتخت به روستای دورافتاده روپه در پارک آبروزو نقل مکان میکند. او با چالشهایی روبرو میشود، زیرا میخواهد مدرسه محلی با تعداد اندک دانشآموز را باز نگه دارد. این اتفاقات در پسزمینه فصول زیبای زمستان و تابستان رخ میدهد.
سه مرد که هرکدام از نظر مادرانشان کاملاً بی گناه هستند، خود را در پشت میله های زندان می بینند . آنها را دو چیز متحد می کند: سیاست و نیروهای تاریکی که علیه آنها توطئه می کنند...
این فیلم 4 بخش پخش میشود که چهار زندگی مختلف را با تمام مشکلاتشان مورد تحلیل قرار میدهد در اپیزود اول فردی به نام نیکلا در تصادفی فلج میشود که در نتیجه مجبور به رفتن پیش فیزیوتراپی به نام لوسیا میشود و عاشق وی شده و … . در داستان دوم فرانکو و مانوئلا زوج جوانی هستند که بدلیل اینکه بچه دار نمیشوند به پزشکی در بارسلونا مراجعه کرده و داستانهای مختلفی را بوجود می آورند و … . در داستان سوم فیلیپو و فاسکو دو همجنس ب-ا-ز هستند که تصمیم به ازدواج میگیرند ولی … . در داستان چهارم فردی به نام ارنستو که یک گارسون در رستوران بزرگ محسوب میشود عاشق کمک سر آشپز انجا میشود ولی …
یک مرغ دریایی به نام "لاکی" جوجه هایش را که هنوز به دنیا نیامده اند به گربه ای به اسم "زوربا" می سپارد و از گربه قول می گیرد سه چیز را حتما انجام دهد: اول آنکه تخمها را نخورد، دوم آنکه از تخمها در برابر خطرات مراقبت کند و در آخر بعد از به دنیا آمدن جوجه ها آنها را همانند یک مرغ دریایی برای پرواز آموزش دهد اما...