« چارلى » ولگرد کوچولو؛ جان میلیونرى ( مایرز ) را که از نوشخوارى سر از پا نمیشناسد نجات میدهد. مرد میلیونر هم سخت به او محبت میکند؛ اما پس از هشیارى، « چارلى » را بجا نمی آورد و از خود میراند. این ماجرا تکرار مىشود و « چارلى » در این بین به دختر گل فروش نابینایى ( چریل ) دل میبندد...
مامی، دختر یتیمی که در یتیم خانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، توسط خانم کالدول، زنی مهربان با پسری به نام الکساندر پذیرفته می شود. مامی با پسر بچه برخورد می کند و به او لقب «زاندر» می دهد. وقتی خانم کالدول می میرد، مقامات تصمیم می گیرند که پسر باید در همان یتیم خانه ای که با مامی مورد بدرفتاری قرار گرفت، قرار داده شود. مامی، وحشت زده، تصمیم می گیرد که...