لو یوشنگ” تاجری که برای مراسم تدفین پدرخود به دهکده زادگاه خود در شمال چین بازمی گردد.مادر سالخورده او اصرار می کند که مراسم سنتی تدفین باید اجرا شود اما این واقعیت را نادیده می گیرد که زمان تغییر بسیاری کرده است.در این حین او داستانی جادویی را به یاد می آورد که چگونه پدر و مادرش برای اولین بار همدیگر را دیدند و…
پکن، 1902: یک عکاس پرتره جوان مبتکر به نام لیو جینگلون، که علاقه مند به فناوری جدید است، با یک انگلیسی تازه وارد دوست می شود که پروژکتور، دوربین و شورت برادران لومیر را برای افتتاح تئاتر Shadow Magic آورده است. کار لیو با والاس او را در تضاد با سنت و اقتدار پدرش قرار می دهد که با عاشق شدن او به لینگ پیچیده است.