یک مرد ۵۸ ساله به نام گارسیا به دنبال خرید خانهای برای همسرش، آمالیا، میباشد. او موفق شده است خانهای را در خارج از شهر بخرد، اما این خانه بسیار دور از رویای همسرش است.ناگهان گارسیا هنگام بازگشت به خانه، آمالیا را نمییابد. در تلاش برای نجات همسرش، گارسیا با قومز (یک پلیس بازنشسته) برخورد میکند و به یک ماجرای عجیب و غریب کشیده میشود که ...
هنگامی که موریل در بستر، بستری است ، یک بوکسور سابق برای آشپزی و نظافت برای او استخدام می شود . به او یاد می دهد که بخواند ، و همدردی می کند تا زندگی خارج از خانه اش را پیدا کند...
رویای دیگو این است که دستاوردهای بازی های ویدیویی خود را به کاوش های زندگی واقعی تبدیل کند. او کودکی خلاق و کنجکاو، مخترع و رهبر گروه دوستانش است. دیگو تابستان را با دوستانش در کمپی که توسط پومپیلیو کالدرون، یک کاشف عجیب و غریب و مشهور اداره می شود، سپری خواهد کرد. در آنجا مدالیونی پیدا می کنند که متعلق به پولا، مادربزرگ دیگو بود.