سه مرد و یک زن، که همگی دندانپزشک هستند، به ریویرای مایا می روند تا در یک کنگره کمک کنند. همه آنها در حال فرار از رنج خود هستند و آخر هفته دیوانه واری را با هم سپری می کنند...
مردی به نام ژاک در سال 1940 وارد مکزیک میشود و ادعا میکند یک بلژیکی است که در حال فرار از جنگ اروپا می باشد. اما هیچکس نمیداند که در واقع این مرد مامور یک سازمان مخفی شوروی است که برای ترور "لئون تروتسکی" (یک فرد انقلابی و متفکر روسی) به آنجا آمده...
بوچ فنتون، فرمانده ارتش آمریکا، بدنبال سر ویلا استو آن را بدست خواهد آورد. ماموریت کیفری، آخرین کمپین سواره نظام ایالات متحده میباشد. انقلاب مکزیک، اولین جنبش اجتماعی قرن است...
"بنجامین گارسیا" از ایالات متحده دیپورت می شود.پس از بازگشت به خانه او وارد تجارت مواد مخدر شده و برای اولین بار در زندگی اش به هر چیزی که می خواهد می رسد.اما به سرعت متوجه می شود زندگی تبهکارانه همیشه هم به او وفا نمی کند...
الکسیس، یک مرد نابینای جوان، به مکزیکو سیتی نقل مکان می کند تا از والدینش مستقل شود و با کمک بهترین دوستش، چارلی، که فلج مغزی دارد، یک استندآپ آرتیست شود.
زن شیطان داستان ناتالیا وایهخو را می گوید که یک معلم مدرسه است و خواستار تغییر زندگی خود است. او می خواهد شهرش را ترک کند و در زمینه گردشگری کار کند. اما کریستو بلتران که یک جنایتکار معروف و قدرتمند است و به عنوان حامی شهر شناخته می شود، به او دل می بندد. او با وجود اینکه می داند ناتالیا عاشق مرد دیگری است، هیچ کاری برای جذب او از دست نمی دهد.
رویای دیگو این است که دستاوردهای بازی های ویدیویی خود را به کاوش های زندگی واقعی تبدیل کند. او کودکی خلاق و کنجکاو، مخترع و رهبر گروه دوستانش است. دیگو تابستان را با دوستانش در کمپی که توسط پومپیلیو کالدرون، یک کاشف عجیب و غریب و مشهور اداره می شود، سپری خواهد کرد. در آنجا مدالیونی پیدا می کنند که متعلق به پولا، مادربزرگ دیگو بود.