میونگ جون تصمیم می گیرد که روهی را بدزدد تا هزینه های بیمارستان دخترش را بپردازد. در راه او، شخصی جلوی ماشینش می افتد که معلوم می شود روهی است. او چیزی را به خاطر نمی آورد و میونگ جون ادعا می کند که پدرش است و با والدینش برای باج تماس می گیرد اما موفق نمی شود. او شاهد بردن اجساد پدر و مادرش به خانه شان است و صحنه را ترک می کند. روهی به میونگ جون مشکوک می شود.
پیو این سوک (Ahn Eun Jin) در کودکی توسط والدینش رها می شود و زندگی سختی را میگذراند. او اکنون در یک حمام عمومی کار میکند. یک روز متوجه می شود زمان زیادی برای زنده ماندن ندارد. او با دو بیمار دیگر به نام های سه یون (Kang Ye Won) و می دو (Joy) در یک آسایشگاه آشنا می شود و…
سئو گوگ میونگ (Park Sung-Hoon) افسر درجه پنج سرسخت و مستقلیست که بخاطر توانایی اش در انجام دادن هم زمان چندکار ، لقب “مرد شماره یک خوش تیپ” را گرفته است ، اما متاسفانه اخلاق بد او باعث شده که تعداد دشمنانش از دوستانش بیشتر باشد و همچنین لقب “لوسیفر بزرگ” را به خود اختصاص بدهد . از طرفی گو سه را (Nana) که از وضعیت مالی و تحصیلات پایینی برخورد دار هست و در تمامی حوزه های کاری که قبلا شرکت کرده شکست خورده ، با کارهای پاره وقت اوضاع خود را میگذراند ، اما با وجود همه این مسائل او لقب “ملکه شکایات مدنی” را از مردم گرفته چراکه به دلیل فیلمبرداری مداوم از شکایات مدنی در اداره محلی خود مشهور است . زندگی او با اعلامیه نمایندگی شورای مردم دچار تغییر میشود و…
یوک دونگ شیک (Yoon Si-Yoon) در یک شرکت دلالی کار میکند ، او شخصیتی ترسو دارد در حدی که حتی نمیتواند از آدم ها عصبی شود ، تا اینکه یک روز به طور اتفاقی دفترچه خاطراتی را پیدا میکند که متعلق به یک قاتل سریالیست که در آن خاطرات قتل های خود را نوشته! او که ترسیده، همراه با دفترچه فرار میکند اما در راه با ماشین افسر پلیس شیم بو کیونگ (Jung In-Sun) تصادف میکند و حافظه خود را از دست میدهد. پس از آن بخاطر دفترچه محکوم به قاتل سریالی میشود. از طرفی سو این وو (Park Sung-Hoon) مدیر شرکتیست که دونگ شیک در آنجا کار میکند. او فردی بی روح و بی احساس است و درحال حاضر احساس ناامنی میکند چرا که دفترچه خاطرات قتل های سریالی خود را گم کرده است …
یه مرد که قدرت تشخیص چهره ها رو نداره زنی رو ملاقات می کنه که فراموش نشدنیه. لی یو چان بنیانگذار و مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات Next One هست که همه آروزشونه اونجا کار کنن. اون از مشکلی رنج می بره که نمی تونه چهره ها رو تشخیص بده و همین باعث عدم اعتمادش نسبت به بیشتر مردم شده و به خاطر همین از همه فاصله می گیره. کیم بو را باعث افتخار محل تولدش، یعنی جزیره جیجو هست که برای رفتن به کالج به سئول اومده. آرزوش اینه که به محض فارغ التحصیلی بتونه توی Next One کار کنه. وقتی بو را یوچان رو ملاقات می کنه، آیا زندگی هردوشون به شکل غیرمنتظره ای عوض میشه؟